پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۵

اتاق زايمان با يك گفت و گو آرام مي شود

 

 
عنوان مقاله :اتاق زايمان با يك گفت و گو آرام مي شود 
منبع مقاله :

test1True
◄گفت و گو با شعله فراهاني 
 


امروز بيش از هر زماني جهان به « ماما » نياز دارد . اين شعر روز جهاني ماماست .

وقتي صداي نوزاد در اتاق پرهياهوي زايمان مي پيچد تمام هوش و حواس يك ماما به اين است كه سلامت كودك را حفظ كند . ماما ، يعني همان كه در تمام لحظات درد و رنج همدم مادر است . در لحظات درد آرامش مي دهد و در لحظات بي درد آموزش . ماما ياد گرفته است كه به مادر بگويد چطور راه برود ، چطور نفس بكشد ، چطور « تن آرامي » داشته باشد تا اين منحصر به فردترين تجربه را به تجربه اي شيرين تبديل كند . شيرين ترين تجربه اي كه از ابتداي خلقت تاكنون همراه زنان بوده است .

« شعله فراهاني » وقتي با مادران در آخرين لحظات پيش از تولد فرزندشان صحبت مي كرد تمام شادي دنيا را در چهره اش به مادر منتقل مي كرد . او به مادران مي گفت : مي داني سال ديگر در اين لحظه چه كار خواهي كرد ؟ و آنها را به ياد شيرين خنده هاي اين موجود خدايي و كيك شيرين تولدش مي انداخت ، تا سمفوني جيغ اتاقهاي زايمان آرام بگيرد و هيچگاه يك مادر تحقير نشود ، وحشت نكند چون او مادر است ، انسان است ، بزرگ است و بايد بزرگمنشي را به نسل بعد از خود ياد بدهد .

مصاحبه اي كه مي خوانيد هر چند نمي تواند زبان گويايي براي بيان لحظات پردرد ، اضطراب ، هيجان و خستگي بين مادر ، نوزاد و ماما باشد اما بازگوكننده تلاشي براي تهيه پايان نامه اي است كه نقش فرد به فرد ماما و مادر را بيان كند .

شعله فراهاني با 145 مادر با همين روش آزموني را تجربه كرده است كه به تولد نوزاداني با علايم سلامت بالاتر منجر شده و طول مدت زايمان را كوتاه كرده است . او آنچه را با اين مادران آزموده تا پيش از او آزموده نشده بود .

او مي گويد : شما بايد ديدي وسيع نسبت به مامايي در ايران و جهان پيدا كنيد . مشكل مامايي در كشور ما اين است كه جايگاه آن مشخص نيست . در حالي كه در دنيا براي روز جهاني ماما جشن مي گيرند . اينقدر مامايي برايشان اهميت دارد ولي ما چي ؟

* چرا شما فكر مي كنيد ماما در ايران جايگاه مشخص ندارد ؛ در حالي كه من در منطقه محروم كشورمان شاهد بودم در حالي كه در روستاهاي كوهستاني پزشك ايراني نبود ، ماماها كاملاً حضور داشتند . جراحي مي كردند ، به وضعيت اورژانسي مادران رسيدگي مي كردند ، زايمان ها را مديريت مي كردند و ...

( اين مربوط به قبل از طرح خودگرداني بيمارستان ها بود )

- درست است . اين را بايد شما بگوييد . ماماهاي ما آنقدر تحت فشارند كه آنطور كه خوانده اند ، در كتابها نوشته و مي دانند نمي توانند به مادران رسيدگي كنند .

مي دانيد كه ماماها هم مثل بقيه كادر درماني امين مردم هستند . در دنيا افرادي را براي كاردرماني انتخاب مي كنند كه امين مردم باشند ، مردم ايشان را محرم خود مي دانند ، پس از نظر رفتار و كردار و منش اين انسانها بايد ويژگيهاي خاصي را دارا باشند . در حالي كه ماما در كشور ما از صبح تا غروب در يك اتاق زايمان ، پنج نفر را كنترل مي كند و از چند زائو مراقبت مي كند و در برخي از مواقع سرتاپايش غرق در خون مي شود بدون اينكه حتي يك عينك محافظت كننده داشته باشد و يا حمام كه دوش بگيرد .

تمام لحظات كار در اتاق زايمان پر از هيجان و اضطراب است و ماما به شدت تحت فشار جسمي و روحي قرار مي گيرد .

در مراكز درماني بايد ماما فرصت زيادي داشته باشد و حداقل يك ساعت بتواند با مادران صحبت كند . تاريخچه زندگي آنها را ياد بگيرد ، شرايط جسمي ، رفتاري ، رواني و فكري او را بداند و از طرفي رابطه او با همسرش را بپرسد و به مادر آگاهيهاي لازم را بدهد تا او ، خود درباره آمادگيش براي مادري انتخاب كند ، در حالي كه در شرح وظايف اين ماما چنين فرصتي اصلاً لحاظ نشده است .

* ماما براي خانواده ها چه كارهايي بايد انجام دهد ؟

- اصلاً اينطور مي توانيم شروع كنيم . درباره فلسفه مامايي و تفاوت آن با تخصص زنان در پزشكي .

در بعضي نقاط اين دو ، كاملاً مجزا هستند و بعضي جاها اشتراكاتي دارند . در دنيا اعتقادي كه وجود دارد اين است كه پزشك زنان از نظر بيماري شناسي به زن و جنين نگاه مي كند ، در حالي كه بارداري بيماري نيست .

الآن جنينها را در دنيا درمان مي كنند . درباره فشار خون بارداري و تمام بيماريهايي كه توأم با بارداري ايجاد مي شود پزشك متخصص زنان فعاليت مي كند .

همينطور متخصص زنان ، زنان سالمي كه بايد از نظر بيماري و سلامت بررسي شوند را غربال مي كند .

مامايي فلسفه و اساسش در دنيا اينطور است : زايمان و بارداري را پديده اي طبيعي مي دانند كه اگر از حالت طبيعي خارج شد به متخصص ارجاع مي دهند . ولي هر خانم باردار تعداد ترسها ، احتياجات و سؤالاتي دارد كه همراه بارداريش ايجاد مي شود ولي ربطي به بيماري ندارد .

ماما درباره اينكه يك بچه جديد مي خواهد وارد زندگي شود زن را آماده مي كند . به او مادر شدن را ياد مي دهد و زن را از همه نظر آماده اين واقعه عظيم زندگيش مي كند . اين در دوران بارداري و در طي 9 ماه مشاوره مادر و ماما صورت مي گيرد . ايده آل اين است كه يك ماما از ابتداي بارداري از زمان تولد نوزاد همراه بيمار باشد . يعني هر مادر باردار بايد يك ماما براي خودش داشته باشد ؛ ولي در ايران در درمانگاه فقط ماما قد ، وزن فشار خون ، رشد جنين و ... را كنترل مي كند . البته به تازگي حركتهايي دارد صورت مي گيرد .

* اين مشاوره چه فرايندي دارد ؟

- به صورت واحد تئوري خيلي سال است كه در دانشگاههاي ما آموزش داده مي شود . ولي هم مردم و هم مسؤولين براي اين مشاوره وقت و ارزشي نمي گذارند . هنوز مشاوره مامايي در مملكت ما جا نيفتاده .

* چطور بايد جا بيفتد ؟

- خانم جواني كه تازه ازدواج كرده در يك فرصت خوب و نسبتاً وسيع بايد با ماماي مسوول تنظيم خانواده صحبت كند . او شرح حال بگيرد و از نظر ارتباط با همسر ، روش هاي جلوگيري از بارداري و شرايط بارداري به اين خانم جوان آگاهيهاي لازم را بدهد . ماما به اندازه اي بايد آگاهي خود را بالا ببرد كه او خودش تصميم بگيرد ؛ در حالي كه در ايران فقط براي فرد تصميم مي گيرند . از اين روش پيشگيري استفاده كن ...

مامايي كه هم بايد پرونده بنويسد ، هم صحبت كند و هم كارهاي ديگري برعهده اش قرار مي گيرد خوب فرصت اين مشاوره را ندارد .

ماما نبايد كاري كند كه آمار بيماران پايين بيايد ، مؤاخذه مي شود ؟ و اين در صورتي است كه تعداد ماماها كم است و ماما بايد در عين حال به همه كارهايي برسد كه بيشتر شبيه منشي گري است .

* خانمهاي ما از نظر فرهنگي سزارين را بيشتر انتخاب مي كنند .

- دقيقاً همينطور است . چرا زن اروپايي كه براي اندام ، زيبايي و مسائل زناشويي خودش خيلي اهميت قائل است زايمان طبيعي را انتخاب مي كند . اگر زايمان طبيعي به زيبايي و سلامت زن آسيب وارد مي كرد ، هيچوقت اين انتخاب صورت نمي گرفت .

ببينيد اداره زايمانها در كشورهاي اروپايي به گونه اي شده است كه زايمان يك تجربه خوشايند است و مادر آن را انتخاب مي كند .

انتخاب زن ايراني به ترس او برمي گردد و اين هم به اداره زايمان در بيمارستانها مربوط مي شود .

من از زنان مي پرسيدم شما كه اصرار داري سزارين شوي مي داني خودت چطور به دنيا آمده اي ؟ از زن 15 تا 40 ساله همه مي گفتند با زايمان طبيعي . حالا چه تغييري ايجاد شده كه زن ايراني سزارين را انتخاب مي كند .

* خوب ، چون 40 سال پيش سزارين را بيماري مي دانستند ؟

- دقيقاً ؛ خوب حالا چرا خوب مي دانند ؟

من به عنوان كارشناس ارشد مامايي حاضرم اين خدمت را به جامعه انجام دهم كه ببينيم سزارين در چند درصد افراد عارضه ايجاد مي كند . اگر در 10 نفر هم عارضه اي ايجاد شود زياد است .

ما بايد فكر كنيم آيا خدا ، خلقت و آفرينش اين جنيني كه به اين زيبايي و كاملي ايجاد كرده ، مي گويد من ديگر اين آفريده را نمي توانم بيرون بياورم ؟ مگر مي شود ؟ پس اين همه انسان از اول تاريخ چگونه به دنيا آمدند .

* چطور اين اتفاق مي افتد ؟

- مادران ما همه زايمان طبيعي را انتخاب كرده اند . چون زن با تجربه اي كنارشان بود كه به آنها آموزش مي داد . افراد خانواده در كنار آنها بودند و آنها حامي داشتند و از سويي حريم شخصي شان حفظ مي شد . هيچ مردي در اتاق آنها وارد نمي شد . در حالي كه زن ما ، در اتاق زايمان تنها و بي حمايت است و افراد زيادي از جمله دانشجويان ( در بيمارستانهاي آموزشي ) حريم شخصي آنها را از بين مي برند .

* دوستان من دربيمارستانهايي زايمان كرده اند كه يكي از آنها سه روز درد را تحمل كرد چون مي خواست زايمان طبيعي كند و ديگري در حالي كه از شدت درد از حال رفته بود ، دو مرد را ديد كه وارد ليبر ( اتاق زايمان ) شدند تا او را با برانكارد به اتاق عمل ببرند و يكباره اين زن از حال رفته به او شوك وارد شد .

- دقيقاً همينطور است . امروزه در مامايي نوين اين عقيده وجود دارد كه در بسياري از موارد نبايد زن محدود به بستر شود اساساً وضعيت خوابيده به پشت براي جنين خطرناك است . ولي ما شاهديم كه در اكثر مراكز زايمان هنگام زايمان يك سرم به زن وصل مي كنند و او را مي خوابانند . نبايد به طور معمول به زن سرم فشار وصل كنند و به زور بخواهند بچه را بيرون بياورند . پس روند طبيعي زايمان چه مي شود ؟

در كتب علمي آمده است ايجاد محدوديت در بستر هنگام زايمان براي همه غلط است . خانمي كه براي زايمان آمده نبايد « محدوديت در بستر » داشته باشد . در اتاق زايمانهاي ما براي همه زنها محدوديت در بستر و يك سرم تجويز مي شود . در صورتي كه روش علميش اين است كه زن راه برود با حمايت ماما يا همراهش به طور متناوب تغيير وضعيت بدهد . حركات چرخشي لرزش لگن به او بدهند ، روشهاي تن آرامي را به او آموزش دهند و حتي رقصهايي براي آمادگي و سهولت زايمان وجود دارد . زن از هر نظر راحت است و حرفه مامايي يك ديد طبيعي نسبت به زايمان دارد . در كشورهاي اروپايي ماماها مسؤول اداره زايمان هستند و اين كارها را انجام مي دهد . ولي اكنون در كشور ما ، ماما زيردست متخصص شده است و فقط نقش كمك كننده به همكار خود را دارد . اين است كه آمار سزارين اينقدر بالا رفته .

* چه كار بايد كرد ؟

- بايد آگاهي را بالا برد . آمادگي قبل از زايمان و روشهاي اداره زايمان اصلاح شود . سرم فشاري كه در دست مادر است ، به او بگوييم اين چه ماده اي است و چكار مي كند و چه اثري دارد . بگوييم الآن در جسم و روح تو چه اتفاقي مي افتد ؟ و لحظه به لحظه را برايش تشريح كنيم تا با اين آگاهي آرامش پيدا كند . نحوه خروج جنين ، علت دردهاي زايمان و همه چيز به زبان ساده توضيح داده شود . خوب زني كه آگاهي ندارد از شدت ترس به رزيدنت خود لگد مي زند و يا به او توهين مي كند . اين را خودم شاهد بودم . ما نمي دانيم اين زن با چه پيشينه اي ساعت 3 نيمه شب به ما رسيده . بايد اين ارتباط از ابتدا بين مادر و ماما ايجاد شود . مراقبت دوران بارداري نبايد صرفاً مراقبت باليني و جسمي باشد . زن بايد ياد بگيرد چگونه هنگام زايمان نفس بكشد .

چگونه عضلات بدنش را شل كند و چگونه با ماما و پزشك همكاري كند . ولي ماماها و رزيدنتهاي ما در مراكز شلوغ فشار زيادي را تحمل مي كنند .

امروزه در دنيا مي گويند محيط اتاق زايمان و برخورد پرسنل بايد طوري باشد كه وقتي خانم وارد مي شود احساس اضطراب نكند . نحوه برخورد اوليه در لحظه ورود بسيار مهم است . حتي رنگ پرده هاي اتاق زايمان و تخت هاي زايمان در اكثر مراكز ، غيراستاندارد است من مي پرسم چگونه براي اين همه سزارين و سونوگرافي بودجه داريم ولي براي تجهيز يك اتاق زايمان آرامش بخش ، با تعداد پرسنل كافي نه ؟

* چرا ماماهاي ما از كنار جيغ زن در حال زايمان مي گذرند و كمكي نمي كنند ؟

- همه اينطور نيستند ، ماماها خيلي زحمت مي كشند . خوب عده اي هم خيلي بي انگيزه شده اند . مامايي كه در هر شيفت 20 زايمان گرفته و سر تا پايش غرق خون شده چه حق و حقوقي برايش قائل شده اند ؟ لحظه شماري مي كند بازنشسته شود و خلاص شود .

و حالا هم كه درصدي به زايمانها تعلق گرفته ، اين حق از ماماها گرفته شده ، در حالي كه تخصص ماما اداره زايمان طبيعي است .

* مگر زنان قديمي يا كوچ نشينها احتياجات عاطفي و رواني نداشتند كه به تنهايي زايمان مي كردند . آنها ماما نداشتند ؟

- در خانه و در ميان خانواده استرس بيمارستان نيست و زن از حمايتهاي خانواده بهره مي گيرد . مداخله در روند طبيعي زايمان نيست . در ساير كشورها همه تغييرات طبيعي بارداري و زايمان به خود او و همسرش آموزش مي دهند حتي در آمريكا گروهي زايمان بدون كمك را آموزش مي دهند .

* شما از چند نفر مراقبت و حمايت مي كرديد ؟

- در اين پژوهش و مراقبت اختصاصي – يك ماما از يك زن بود . چون هر زني شرايط خاص خودش را دارد . وضعيت جسمي و رواني او ، وضعيت خانواده ، رابطه با همسر ، روحيات و ... هر زن با ديگري متفاوت است .

ماما و پزشك توأماً بايد كشف كنند ، از تحقيقات جديد بايد استفاده كرد و علم روز را داشت . علم مامايي به ماما مي گويد چه ماساژهايي به مادر بدهد ، چگونه او تغيير وضعيت بدهد و ... كه زايمان بهتر و بادرد كمتر انجام شود .

* شما در پايان نامه خودتان چگونه كار كرده ايد ؟

- من در مورد نحوه اداره زايمان در كشورهاي پيشرفته تحقيق و بررسي كردم براي زن انتخابهاي مختلفي براي زايمان مطرح مي شود . آيا او مي خواهد از دستگاه تنس استفاده كند . زايمان در آب را ترجيح مي دهد ، بي حسي اپيدورال ( نخاعي ) مي خواهد ... همه اين روشها با عوارض و محاسنش براي زن توضيح داده مي شود و او با آگاهي انتخاب مي كند .

خانم با ماماي خود دوست و رفيق مي شود . زايمان فرايندي است كه زمان و طول مدتش مشخص و قابل پيش بيني نيست و براي همين در دنيا كاري مي كنند كه ماما در تمام طول مدت زايمان زن حضور داشته باشد . نه اينكه فقط دارو بدهد پرونده بنويسد صذاي قلب گوش كند .

* درباره زايمان در خانه چه نظري داريد ؟ نقش ماماها در اين نوع زايمان چه مي تواند باشد ؟

- زايمان در خانه در بعضي استانهاي ما هم وجود دارد . هر جا فرهنگ مردم چيزي را قبول مي كند زايمان هم با آن فرهنگ هماهنگ مي شود . اگر بگذارند در خيلي از مناطق ماماها مي توانند اين كار را انجام دهند . اين از روشهاي جديدي است كه در كشورهاي پيشرفته انجام مي شود .

* درباره پژوهش خود بيشتر توضيح دهيد .

- عنوان اين پژوهش ONE TO ONE MIWIFERY CARE است . يعني هر يك زن بايد توسط يك ماما حداقل از ابتداي زايمان تا انتهاي آن تحت مراقبت و حمايت مداوم قرار بگيرد . علاوه بر مراقبت باليني ماما حضور داشته باشد و عوض نشود و يك سري اقدامات خاصي را انجام دهد .

چون اين زن ارتباط خاص و ويژه اي با ماماي خودش برقرار كرده ، حداقل در فاز فعال زايمان تا انتها مسؤوليت مراقبت از مادر – جنين و هماهنگي ، كنترلها و آموزش براي از بين بردن اضطرابهاي زن و توانمند كردن او كه مي تواند از عهده زايمان برايد با همان ماماي اختصاصي مي باشد . حمايتهاي روحي و عاطفي ، آموزش تن آرامي ، روشهاي غير دارويي به عهده اين ماماست .

ماما از تمهيداتي براي انحراف حواس مادر از درد استفاده مي كند . در كشورهاي انگلستان و كانادا براساس پروتكل 1993 مراقبت اختصاصي مامايي در دستورالعمل هاي مراكز درماني قرار گرفته است . پژوهش ها نشان مي دهد كه اين نحوه مراقبت باعث مي شود مداخلات پزشكي ، سزارين ، بي حسي نخاعي و استفاده از ابزار و استفاده از داروهاي كاهنده درد به مراتب كم مي شود .

* شما با چند نمونه كار كرديد ؟

- 145 نفر گروه مراقبت اختصاصي ( مداخله ) 145 نفر گروه مراقبت معمولي ( كنترل ) .

* نتايج چه تفاوتي را نشان مي داد ؟

- كاهش طول مرحله اول و دوم زايمان

كاهش ميزان سزارين

كاهش ميزان زايمان با ابزار

و كاهش ارجاع نوزاد به بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان نتايج ، اين كاهش ها را به طور معناداري نشان داد . علي رغم اينكه استفاده كمتري از سرم اكسي توسين ( فشار ) جهت تشديد دردهاي زايمان شده است . خانمها پس از اين مراقبت اختصاصي و پس از اين زايمان مي گفتند زايمان اين بود و ما اينقدر مي ترسيديم ؟

اگر هر گونه اضطراب ، ناراحتي ، تنش و دلشوره را از زن بگيريم فرآيند فيزيولوژي زايمان را تسهيل كرده ايم ؛ ولي وقتي زني از ابتداي ورود به اتاق زايمان تنها و بي كس مي خوابد حتي از نيروي جاذبه زمين محروم مي شود ، چگونه زايمان كند ! بايد ماماها فرصت پيدا كنند حمايت منحصر به فرد و اختصاصي از زن ارائه كنند . حتي طرز سلام ماما در ابتداي ديدن مادر ،‌ طرز برخورد و روش او پيامي به زن منتقل مي كند . مي تواند اين پيام را منتقل كند تو بيمار هستي . ولي مراقبت اختصاصي فلسفه اش اين است كه زايمان پديده اي طبيعي است .

* ماماها هم در اتاق زايمان با شما ارتباط برقرار مي كردند ؟

- ماماها مي گفتند اين مراقبت اختصاصي در حقيقت كار مامايي است . رزيدنتها هم وقتي مي ديدند زني آرام شده است مي گفتند معلوم است اين شيوه مراقبت خيلي اثر دارد .

تكنيك مهم نيست ارتباط مهم است .

* چند درصد زايمان اول بودند ؟

- 70 درصد زايمان اول بودند و زايمان دومي ها هم مي گفتند شما هر كاري را به ما مي گوييد بكنيم در زايمان قبلي مي گفتند نكنيد .

حضور يك فرد حرفه اي آموزش دهنده آرامش و امنيت ايجاد مي كند وقتي با خنده و روي باز و همدلي صحبت مي كردم همان زني كه تا آن لحظه گريه مي كرد مي خنديد و دردش را هم خوب تحمل مي كرد . وقتي ماما ارتباط دست برقرار مي كند مادر حرفش را گوش مي كند ، مي فهمد كه او راست مي گويد و كارهايي كه او مي گويد انجام مي دهد .


► 
 http://81.28.44.13/webpages/News/newstest/newmagalat2.asp?codma=17162&piclogo=

 

نوشته شده توسط ثمینه خندان/کارشناس ارشد مامایی در 1:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۸۵

سقط در ایران

http://www.shamimm.com/
 

گزارشي از سقط هاي قانوني و غير قانوني  

سقط يا abortion دفع نسوج حاملگي قبل از هفته بيستم حاملگي است كه حدوداً در 10 درصد بارداري ها مشاهده مي شود . سقط به دو صورت خود به خودي و القايي وجود دارد . علت اصلي سقط مشخص نيست . اما برخي عوامل به عنوان عوامل مساعد كننده آن مطرح هستند . نظير : سن بالاي پدر و مادر ، حاملگي طي مدت سه ماه يا كمتر پس از تولد يك نوزاد ، سابقه سقط و مرده زايي در حاملگي هاي قبلي . علاوه بر اين دو عامل اصلي مادري يا جنيني و گاهي هر دو موجب سقط مي شوند . تا بدان جا كه علل مادري سقط متنوع بوده و مي توان موارد زير را نام برد . ناهنجاري ها و اختلالات رحمي ( رحم سپتوم دار دهانه رحم نارسا و ... ) ، كم كاري تيروئيد مادر ، كمبود پروژسترون ، اعتياد مادر به مواردي نظير الكل و سيگار ، عفونت ها ، مواجه با تشعشع هنگام بارداري ، مصرف برخي داروها ( قرص هاي جلوگيري و ...) ضربه هاي مستقيم يا غيرمستقيم به رحم باردار و .. در رابطه با علل جنيني سقط ناهنجاري هاي كروموزومي ( سندرم داوون ، سندرم ترنر و .. ) مطرح هستند كه در واقع شامل كروموزوم هايي مي شود كه از لحاظ شكل و ساختمان و يا تعداد مشكل دارند . تأثير اين عامل تا به آن حد است كه آمارها در 50 و 60 درصد سقط هاي زودهنگام ( سقط هاي طي سه ماهه اول بارداري ) حضور اين را عامل مؤثر دانسته اند .

 

True

انواع سقط  

سقط خود به خودي سقطي است كه در آن بقاياي حاملگي خارج مي شوند . در اين رابطه بنابر گفته هاي دكتر عبدالرسول اكبريان متخصص زنان ، زايمان و نازايي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران و رئيس بخش زنان بيمارستان رسول اكرم سقط هاي خود به خودي در شكل هاي مختلف تهديد به سقط ، سقط ناكام ، سقط غير قابل اجتناب ، سقط فراموش شده و سقط راجعه وجود دارند . سقط هايي كه علايم باليني متفاوتي داشته و درمان هاي خاص خود را مي طلبند .

 

True

تهديد به سقط  

تهديد به سقط از پديده هاي شايعي است كه زنان زيادي آن را تجربه مي كنند . اين نوع سقط خود را عموماً با علايمي چون خونريزي خفيف تا خونريزي شديد ، درد يا عدم درد شكمي ، حساسيت رحمي ، عدم دفع محصولات حاملگي بروز مي دهد . ( البته در چنين سقطي خونريزي عموماً كم است و ممكن است ماهها ادامه پيدا كند ) . بنابر اظهارات دكتر اكبريان در اكثر زناني كه علايم تهديد به سقط در آنها ديده مي شود نهايتاً سقط به وقوع مي پيوندد و در‌ آنهايي كه حاملگي ادامه پيدا مي كند برخي عوارض بارداري نظير زايمان زودرس ، تولد نوزاد كم وزن ، مرگ و ميرهاي حول و حوش تولد افزايش پيدا مي كند .

( البته در تمامي اين موارد ناهنجاري هاي نوزاد افزايش پيدا نمي كند ) در اين موارد توصيه مي شود زن باردار با محدود كردن فعاليت و استراحت تحت نظر پزشك باشد .

 

True

سقط ناكامل  

سقط هاي ناكامل شامل سقط هايي هستند كه بخشي از محصولات حاملگي هنگام سقط داخل رحم باقي مي مانند و معمولاً با علايمي چون خونريزي ، دردهاي شكمي و رحمي ، حساسيت شكمي و رحمي خود را بروز مي دهند . در همين رابطه گفتني است عموماً سقط هايي كه قبل از هفته دهم بارداري اتفاق مي افتند به صورت كامل هستند ( يعني جنين و جفت با هم دفع مي شوند ) . اما در سقط هايي كه پس از اين زمان بوقوع مي پيوندند جفت و جنين جداگانه دفع مي شوند كه در اين شرايط ممكن است بقايايي از جفت داخل رحم باقي مانده و خونريزي هاي شديد را ايجاد كرده و منجر به كم خوني شديد مادر شوند . بنابراين درمان به موقع آنها يك ضرورت است كه در رابطه با درمان سقط هاي ناكامل بنابر اظهارات دكتر مريم پورضا متخصص زنان و زايمان ، فوق تخصص نازايي ، استاد دانشگاه تهران ، چنانچه طي معاينات باليني و سونوگرافي مسجل شود كه با سقط ناكامل روبرو هستيم بيمار سريعاً بستري مي شود تا طي اعمال جراحي يا طبي مناسب بقاياي حاملگي به طور كامل دفع شوند كه در اين رابطه چنانچه بيمار بقاياي حاملگي را در منزل و يا در مكاني غير از بيمارستان دفع كند ترجيحاً بايد نسوج حاملگي را جمع آوري و به پزشك متخصص ارائه دهد . تا اعمال تشخيصي جهت علت سقط روي اين بقايا انجام گيرد .

 

True

سقط غير قابل اجتناب  

در اين نوع سقط علايم واضحي به نفع خروج قطعي محصولات حاملگي وجود دارد . نظير آب ريزش واضح كه حكايت از پارگي كيسه آمنيون دارد ، خونريزي هاي شديد و يا دفع نسبي بقاياي حاملگي مشاهده مي شود . بنابر اظهارات دكتر پوررضا چنانچه آب ريزش و يا خونريزي قطع شده و تحت سونوگرافي خروج بقاياي حاملگي وجود نداشته باشد و مادر علايمي به نفع عفونت نداشته باشد ( نظير تب ) حاملگي تداوم پيدا مي كند ولي در غير اين صورت سقط اتفاق مي افتد . اما در هر صورت رجوع به پزشك جهت اقدامات درماني و تشخيصي ضروري است .

 

True

سقط فراموش شده  

در سقط فراموش شده با پسرفت علايم حاملگي رو به رو هستيم . اندازه رحم بزرگتر نشده بلكه ممكن است كوچكتر شود .

در اين راستا ممكن است محصولات حاملگي به مدت چند هفته در رحم باقي بمانند و يا خود به خود دفع شوند كه در غير اين صورت جهت تخليه نياز به اقدامات جراحي است .

هر گاه سه يا بيشتر از سه سقط خود به خودي اتفاق بيفتد سقط تكراري ناميده مي شود . در اين حالت با هر سقط شانس سقط در حاملگي بعدي افزايش پيدا مي كند . برخي عوامل مانند سن بالاي 35 سال مادر ، وجود مشكلات ناباروري در زوجين مستعدكننده اين سقط است . در همين رابطه دكتر پوررضا برخي عوامل فراهم كننده اين سقط را چنين تشريح مي كند : بيماري هاي ايمونولوژيك ( نظير لوپوس آنتي كواگولانت ) ، برخي عفونت ها ، مشكلات غدد درون ريز ، عوامل ژنتيك ، مشكلات آناتوميكي مي توانند سقط تكراري را به همراه داشته باشند . اما بايد گفت اين عوامل در ماههاي مختلف منجر به سقط مي شوند به طوري كه برخي از اين عوامل بيشتر سقط هاي سه ماهه اول و برخي ديگر منجر به سقط هايي در سه ماهه دوم مي شوند به عنوان مثال عوامل ايمونولوژيك بيشتر سقط هاي سه ماهه اول را ايجاد كرده اما عوامل آناتوميكي بيشتر سقط هاي سه ماهه دوم را منجر مي شوند : به هر حال آنچه مهم است در سقط هاي تكراري بررسي هاي كلي توسط پزشك متخصص جهت تشخيص ضرورت دارد .

سقط هاي القايي يا از جمله سقط هايي هستند كه در آن ختم حاملگي به صورت طبي يا جراحي ( قبل از اينكه جنين قابليت حيات را پيدا كند ) صورت مي گيرد اين نوع سقط به دو صورت تراپوتيك و الكتيو قابل انجام است .

 

True

سقط تراپوتيك  

سقط تراپوتيك در دو حالت قابل انجام است ، نخست ختم حاملگي به منظور حفظ سلامتي مادر قبل از اينكه جنين قابليت حيات داشته باشد و ديگر ختم حاملگي به صورت قانوني در صورتي كه حاملگي منجر به تولد نوزادي با ناهنجاري هاي عمده شود .

 

True

سقط هاي الكتيو  

سقط هاي انتخابي شامل سقط هايي هستند كه بنا بر درخواست و تقاضاي زن بدون وجود داشتن مشكل عمده اي در مادر و جنين صورت مي گيرد . در واقع سقط هايي كه به ظاهر ساده اما داراي عوارض جسمي و رواني گسترده اي هستند كم نيستند خانواده هايي كه به نوعي در آن درگير هستند . به دليل اهميت اين موضوع در اين گزارش سعي شده پيرامون عوارض مختلف جسماني ، رواني و اجتماعي اين نوع سقط و همچنين مسائل حقوقي اين قضيه پرداخته شود .

عموماً دو گروه از زنان اقدام به سقط هاي انتخابي ( غير قانوني ) مي كنند يك دسته مربوط به زناني كه حاملگي شان خارج از عرف جامعه است و دسته دوم زناني كه ازدواج رسمي كرده اند اما از نظر اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي هنوز شرايط بچه دار شدن را ندارند و يا اينكه به دليل شكست برنامه هاي تنظيم خانواده مجدداً دچار فرزند شده اند در حالي كه به تعداد كافي بچه دارند . در همين راستا بنا بر اظهارات دكتر مريم پوررضا متخصص زنان زايمان و فوق تخصص نازايي ، سقط هاي الكتيو سقط هايي است كه قانوني نبوده در نتيجه افراد از راههايي به جز از راههاي معمول و مجاز جامعه به اين امر مبادرت مي ورزند ؛ سقط هايي كه جزء اقدامات حادثه انگيز محسوب شده و عوارض جسمي مختلفي را براي زن به دنبال داشته و حتي ممكن است منجر به مرگ مادر شوند . وي مي گويد : « هنگامي كه زنان از طريق غيرقانوني درصدد ختم حاملگي برمي آيند ناگزير به افراد سودجويي مراجعه مي كنند كه با گرفتن هزينه اي سقط عمدي را در مكان هاي غيربهداشتي انجام مي دهند مكان هايي كه عمدتاً مطب هاي غيربهداشتي ، زيرزمين و يا بيمارستان هاي بدون امكانات كافي است كه نهايتاً اين عمل مي تواند عوارض جسمي متعددي را براي مادر به دنبال داشته باشد » . اين متخصص زنان در ادامه به برخي از عوارض جسمي حاصل از اين عمل اشاره كرد و گفت : « سقط هاي انتخابي ممكن است در بعضي عارضه اي به دنبال نداشته باشد اما در عده اي ديگر عوارض حاد و مرگ آوري را به جا بگذارد . عوارضي چون ، عفونت ، سوراخ شدن رحم ، سوراخ شدن روده ، آمبولي ، كورتاژهاي ناقص و به دنبال آن خونريزي هاي شديد و يا حتي احتباس جفتي و ... كه البته از بارزترين عارضه اين عمل عفونت است چرا كه عموماً در مكان و شرايط غيربهداشتي انجام مي شود . »

وي مي گويد : « چندي پيش زني چهل ساله هنگامي كه براي ششمين دفعه حامله مي شود نزد فردي سودجو اقدام به سقط مي كند . چند ساعت پس از اين عمل دچار مشكل شده و در بيمارستاني نزديك منزل خود بستري مي شود . در بيمارستان بررسي ها مشخص مي كند كه اين خانم دچار سوراخ شدگي رحم و روده شده است در نتيجه رحم اش خارج شده و بخشهايي از روده وي كه دچار پارگي شده بود قطع مي شود و در ادامه درمان هاي ديگري كه نياز بود روي وي انجام مي گيرد . »

اين نمونه توانست از مرگ نجات پيدا كند اما وجود دارند مواردي كه حتي جان خود را در اين راه از دست مي دهند .

متأسفانه امروز در كشور ما آماري از اين قبيل سقطها در دسترس نيست . چرا كه اصولاً هنگامي مواجهه با اين افراد صورت مي گيرد كه آنها دچار عارضه اي شده اند . در همين راستا دكتر شهلا كاظمي پور جامعه شناس مدير گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران معتقد است كه در موارد زيادي شايد 80 درصد بارداري هاي ناخواسته ادامه پيدا مي كند و اكثريت افراد جامعه حاصل يك بارداري ناخواسته هستند به عنوان مثال در زوجيني كه تازه تشكيل زندگي داده اند هنگامي كه بدون برنامه ريزي بچه دار مي شوند در بسياري از موارد بارداري ادامه پيدا مي كند و يا برخي افراد هزينه كافي براي دفع جنين ( سقط ) ندارند . در همين رابطه وي معتقد است امروزه بيشتر در خانواده هايي شاهد سقط هستيم كه از يك آگاهي برخوردار هستند و يا از لحاظ اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي آمدن يك بچه را ناخواسته مي پندارند كه اين موضوع در رابطه با حاملگي هاي نامشروع با شدت بيشتري صدق مي كند .

بنا بر اظهارات اين دكتر جامعه شناس امروزه دليل عمده اي كه منجر به سقط هاي غيرقانوني مي شود شكست برنامه هاي تنظيم خانواده است . چرا كه به اعتقاد وي مردم ما به درجه اي از رشد فكري رسيده اند كه فرزند ناخواسته را درك كنند اما روش برنامه ريزي تنظيم خانواده را نمي دانند .

در ادامه وي به نقش شوهران اشاره مي كند و مي گويد : « در اين قضيه شايد 10 درصد شوهران با همسران همراه هستند . اكثريت آنها دركي از مشكلات زن ندارند و حتي در مواقعي تحت فشارهاي شوهر ، زن ناگزير مي شود سقط انجام دهد . »

دكتر رضا رستمي روان پزشك عضو هيأت علمي دانشگاه تهران مي گويد : « در مشاوره ها در اكثريت مواقع شاهد هستيم كه زنان تمايلي به ادامه بارداري ندارند چرا كه فشارهاي اصلي و زحمتهاي عمده اين قضيه بر عهده زن است .

مسأله اي كه خالي از اشكال نيست و بار رواني زيادي به همراه دارد بويژه در فرهنگ ما كه فرزند نعمت الهي شمرده مي شود و سقط عمدي ناشكري كردن در مقابل نعمت خدا است . در نتيجه استرس شديد و مداومي در خانواده ها بويژه در زنان ايجاد مي كند ؛ استرسي كه يكي از دلايل شدت آن انجام اين عمل در مكان هايي چون زيرزمين ، بيمارستان هاي بدون امكانات و مكان هاي مخروبه است . عمل بزرگي كه مي تواند با خونريزي و مرگ و مير همراه باشد كه اين عوارض استرس حادي را توليد مي كند كه به مدت حداقل يك ماه دوام دارد و چنانچه شخص زمينه استرس داشته باشد اين قضيه به كابوس مادام العمر وحشتناكي تبديل مي شود كه در اين حالت ما با اصطلاحي به نام استرس پس از سانحه رو به رو هستيم . حالتي كه شخص احساس مي كند تا مرز مرگ رفته و سپس برگشته است ، كه در نهايت مي تواند زندگي طبيعي وي را تحت تأثير قرار دهد .

علاوه بر اين با عوارضي چون احساس گناه و افسردگي مواجه هستيم . افسردگي كه حداقل شش ماه فرد را درگير مي كند و همراه با ديگر عوارض اين ضايعه نهايتاً روابط فرد را با ساير افراد خلانواده و جامعه تحت تأثير قرار مي دهند .

 

True

اقدام به سقط تحت تأثير شوهر  

گفته مي شود چنانچه شوهري خواهان سقط جنين باشد و زن آمادگي اين مسأله را نداشته باشد صدمات روحي حاصل از اين قضيه بيشتر از زماني است كه زن خود رضايت به اين امر داشته باشد . در توضيح اين مسأله بنا بر اظهارات روان پزشك هنگامي كه زن به دلخواه خود وارد اتاق عمل شود تا حدودي سعي مي كند مكانيسم هاي دفاعي بدن خود را در جهت توجيه اين شرايط به كار ببرد ولي در غير اين صورت عواقب بدني در وي به واقع خواهد پيوست . به طور كلي در تمامي اين موارد حضور خانواده از جمله مادر ، خواهر بويژه شوهر بسيار مؤثر است و باعث مي شود كه اين ضايعه با عوارض كمتري روي دهد . اين در حالي است كه مطرح كردن برخي جملات از طرف شوهر نظير : « مشكل خودت است ، خودت بايد تصميم بيگري ، خودت مشكل ات را حل كن »

مي تواند اين معضل را از بعد رواني حادتر كند . در رابطه با دوران رواني افرادي كه تحت شرايطي مرتكب سقطهاي غيرقانوني مي شوند توصيه مي شود اين افراد تحت خدمات مشاوره اي ، روان شناسي و روان پزشكي قرار گيرند .

 

True

قوانين سقط در ايران  

در هر صورت ما با يك حقيقت روبرو هستيم و آن اينكه در هر شرايطي سقطهاي غيرقانوني در تمام جوامع وجود دارند . اسدي معاون دادگاه خانواده يك در مورد اينكه چرا سقط جنين به طور كلي مجاز نيست ؟ مي گويد : قاعده حرمت دم در حقوق اسلام مورد پذيرش قرار گرفته است و بالاترين ارزش همانا جان انسانهاست كه بايد مورد حمايت قانون قرار گيرد . زن و مردي كه عامل ايجاد طفلي هستند نبايد بتوانند آزادانه نسبت به سلب حيات از طفل اقدام كنند . سپردن سرنوشت حيات جنين بدون هيچ قيد و شرطي به مادر يا پدر خلاف قاعده حرمت خون و جان است . وي در خصوص اينكه در چه شرايطي افراد در ايران مي توانند اقدام به سقط جنين كنند ؟ اظهار مي كند : قبل از انقلاب اسلامي ماده 17 نظام نامه پزشكي شرايط سقط جنين كه با مجوز قانون صورت مي گيرد را روشن كرده بود و سقط جنين كه به صورت غير مجاز صورت مي گرفت داراي مجازات حبس بود كه اين مجازات در قانون مجازات عمومي مصوب 1304 براي مباشر جرم ( اعم از مادر يا پزشك و ماما ) و همچنين براي معاون جرم ( كسي كه مادر را راهنمايي به سقط جنين مي كرد يا وسايل سقط را در اختيار او قرار مي داد ) در نظر گرفته شده بود . پس از انقلاب اسلامي شوراي نگهبان ماده 17 نظام نامه پزشكي را خلاف شرع اعلام كرد و تنها وقتي سقط جنين مجاز شناخته شده كه قبل از حلول روح در جنين باشد و در صورت بارداري خطر مرگ براي مادر وجود داشته باشد . بر اين اساس قانون تعزيرات مصوب 1362 در سه ماده به جرم انگاري سقط جنين پرداخت . جالب توجه اينكه مجازات مباشر در سقط جنين وقتي روح در جنين دميده شد قصاص تعيين شده بود يعني حيات جنين كه حياتي وابسته به غير مستقل و غير وابسته است مساوي و محترم شده بود . در حالي كه در قصاص مماثله و تساوي شرط است در حال حاضر قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 در مواد 622 ، 623 ، 624 به سقط جنين عمدي و مجازات مباشر و معاون آن اختصاص دارد . مطابق ماده 622 كه موضوع سقط جنين همراه با اذيت و آزار است هر كس عالماً و عامداً به واسطه ضرب و جراحت وارده به زن حامله ، موجب سقط جنين وي شود علاوه بر اينكه بايد ديه ضرب و جراحت وارده به زن را بپردازد يا نسبت به آن قصاص شود از بابت سقط جنين به حبس از يك تا سه سال محكووم مي شود . ماده 623 مربوط به مجازات افراد غير متخصص است كه وسيله سقط را در اختيار زن حامله قرار مي دهند كه مجازات شش ماه تا يك سال حبس براي وي در نظر گرفته شده است ماده 624 قانون مجازات اسلامي مربوط به مجازات افراد متخصص مثل طبيب ، ماما يا داروفروش است كه مباشرت به اسقاط جنين مي كنند يا وسايل سقط جنين را در اختيار زن حامله قرار مي دهند . مجازات اين افراد به لحاظ اينكه در حرفه مقدس پزشكي و ... فعاليت دارند و مسؤوليت اخلاقي بيشتري نسبت به حفظ قانون دارند بيشتر در نظر گرفته شده است . ( حبس از دو تا پنج سال ) نكته قابل توجه اين است كه مقنن در ماده 623 به افراد غير متخصص اين فرصت را داده كه با اثبات اين امر كه سقط جنين براي حفظ حيات مادر ضروري بوده است از مجازات معاف شوند اما در ماده 624 چنين دفاعي را براي افراد متخصص قرار نداده است كه اين تفكيك جاي سؤال دارد . چگونه يك فرد غير متخصص مي تواند ضرورت سقط را تشخيص دهد اما فرد متخصص چنين حقي ندارد . در تمامي موارد فوق مباشر جرم محكوم به پرداخت ديه جنين به اولياي دم طبق ماده 478 قانون مجازات اسلامي مي باشد . ديه جنين قبل از حلول روح به حسب مرحله اي كه در آن به سر مي برد از بيست دينار تا صددينار است كه با توجه به نرخ ديه در سال جاري پنج ميليون ريال است و ديه جنيني كه روح در آن دميده باشد ديه فرد كامل است كه براساس جنسيت جنين پرداخته مي شود .

اسدي در مورد اينكه مجازات مادر براي سقط جنين چيست مي گويد : چنانچه مادر مباشر جرم سقط جنين باشد مشمول هيچ يك از مواد 622 ، 623 ، 624 قانون مجازات اسلامي نمي تواند قرار بگيرد چون نحوه نگارش اين مواد به گونه اي است كه مادر را شامل نمي شود و با توجه به اصل قانوني بودن جرايم و مجازاتها و اصل تفسير مضيق ( تنگنا ) قوانين اجرايي مي توان گفت براي مادر ساقط كننده جنين مجازات تعزيري در نظر گرفته نشده است اما پرداخت ديه در ماده 487 قانون مجازات اسلامي به ولي دم جنين ( پدر ) بايد توسط مادر صورت بگيرد . همچنين مطابق ماده 489 اگر زني جنين خود را سقط كند ديه آن را در هر مرحله اي كه باشد بايد بپردازد و خود از آن ديه سهمي نمي برد . همچنين زني كه از مباشر جرم سقط جنين تمكين مي نمايد و از وي مي خواهد كه جنين او را سقط كند به عنوان تسهيل كننده جرم سقط جنين ( معاون جرم ) محسوب گردد اما همچنان كه ذكر شد مشمول مجازاتهاي تعزيري مندرج در مواد 622 الي 624 قرار نمي گيرد . در خصوص مجازات پدر جنين چنانچه وي صرفاً رضايت به سقط جنين داده باشد نظر به اينكه مباشرتي در عمل سقط نداشته و داشتن رضايت هم از مصاديق معاونت در جرم نمي باشد مجازاتي براي او نيست اما اگر يكي از اعمال معاونت را انجام داده باشد مثلا زن را تحريك يا تهديد به انجام سقط كرده باشد يا وسايل سقط جنين را براي او فراهم كند مشمول مجازات مندرج در ماده 623 خواهد شد . لازم به ذكر است كه در سال 83 آيين نامه اي در خصوص سقط جنين تدوين شد كه به احصاء موارد و بيماريهايي كه با وجود اين بيماريها سقط جنين قانوني محسوب مي شود پرداخته شد بنابراين در حال حاضر موارد و جهاتي كه اجازه سقط جنين به طور قانوني داده مي شود توسعه يافته است . به نظر اين جانب با عنايت به اينكه آمار سياه جرم سقط جنين ( سقط جنين هايي كه كشف نشده و در فرآيند كيفري وارد نمي شوند ) تقريباً صد در صد است يعني اكثريت قريب به اتفاق سقط جنين هاي صورت گرفته به طور غير قانوني ، كشف نمي شوند و مورد تعقيب قرار نمي گيرد و با توجه به اينكه سقطهاي جنين غيرقانوني در شرايط بهداشتي بسيار بد و خطرناك صورت مي گيرند بهتر است به اين مقوله و اصلاح قوانين و مقررات مربوط بيشتر توجه شود .

 

نوشته شده توسط ثمینه خندان/کارشناس ارشد مامایی در 1:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم خرداد ۱۳۸۵

پرستاران و زایمان زودرس

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - عمومي

متخصص طب كار گفت: پرستاران در شيفت شب علاوه بر اين كه از نظر جسمي و روحي دچار ضربه مي‌شوند متاسفانه در خطر بروز زايمان‌هاي زودرس و سقط جنين را در زنان پرستار افزايش مي‌دهد.

دكتر ايرج محبي در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، در خصوص آسيب‌هاي شغلي رشته پرستاري اظهار كرد: مباني علمي به اين نتيجه رسيده كه شغل پرستاري نه تنها در ارتباط با ماهيت كار بلكه به دليل اينكه با ارباب رجوع كه داراي شرايط بحراني است روبرو مي‌شود جزو مشاغل سخت و زيان آور تلقي مي‌شود.

وي ادامه داد: عواملي همچون شب كاري، استرس شغلي در ارتباط با مراقبت از بيمار، تماس با مواد شيميايي و داروهايي كه در محيط كار وجود دارد و كارهاي فيزيكي كه به فراخور نياز بيمار بوسيله پرستاران انجام مي‌شود باعث شده كه شغل پرستاري يك شغل سخت و در عين حال پرخطري محسوب شود.

اين متخصص طب كار افزود: مسؤولان با در نظر گرفتن مختصات شرايطي فرهنگي جامعه در واقع دانش پرستاري را متناسب با جنبه‌هاي روحي و رواني مردم مدنظر قرار دهند و بستر كار را به گونه‌اي فراهم كنيم كه انگيزه كافي براي پذيرش شغل پرستاري ايجاد شود.

دكتر محبي خاطرنشان كرد: بيماريهايي همچون افسردگي، اختلالات خواب،‌ اختلالات اضطرابي جزو بيماريهاي رواني تلقي مي‌شوند كه بخشي از آنها منشاء شغلي دارد و متاسفانه به فراخور فشاري كه در شغل پرستاري وجود دارد اين عوارض در اين افراد بيشتر است.

وي در خصوص مسائل و مشكلات شغل پرستاري در بين آقايان به ايسنا گفت: شغل پرستاري در بين آقايان علاوه بر مشكلات روحي و رواني به دليل كارهاي فيزيكي بيشتري كه انجام مي‌دهند دچار اختلالات اسكلتي و كمر درد مي‌شود.

دكتر محبي ادامه داد: حداقل كاري كه براي شغل پرستاري مي‌توان انجام داد اين است كه زمان كار آنها را كاهش داده و افرادي را به كار گيريم كه از نظر روحي و رواني شرايط مناسبي داشته و علاقمند به اين شغل باشند تا بتوانند خدمت مناسب تري را ارائه دهند.

اين متخصص طب كار تصريح كرد: پرستاران بايستي در شرايطي قرار گيرند كه از رفاه نسبي قابل قبولي متناسب با جامعه برخوردار شوند و در مقايسه با ساير مشاغل نبايستي احساس كمبود كنند.

وي ادامه داد: پرستاران در زمينه آموزش و تربيت به گونه‌اي تعليم داده شوند كه تمام نيازهاي بيمار را به گونه‌اي پاسخ دهند كه باعث افزايش رضايت‌مندي بيمار شوند و اين امر محقق نمي‌شود مگر اين كه مجموعه افرادي كه با بيماران در تماس هستند بستر كارشان خوب تعريف شده و رضايت مندي،‌ علاقه و انگيزه كافي داشته باشند تا بتوانند خدمات بهتري به بيماران ارائه دهند.

نوشته شده توسط ثمینه خندان/کارشناس ارشد مامایی در 15:15 |  لینک ثابت   •